چهل حدیث بسیار زیبا از امیر المومنین علیه السلام در موضوعات مختلف هدیه به شما عزیزان،

ان شاء الله كه بتوانیم از فرمایشات گهر بار ایشان بهره كافی ببریم.

امام علی علیه السلام می فرمایند:

********************************************
1- خیر پنهانى و کتمان گرفتارى:

از گنجهاى بهشت; نیکى کردن و پنهان نمودن کار[نیک] و صبر بر مصیبتها

و نهان کردن گرفتاریها (یعنى عدم شکایت از آنها) است.

********************************************

2- ویژگى هاى زاهد:

زاهد در دنیا کسى است که حرام بر صبرش غلبه نکند، و حلال از شکرش باز ندارد.

********************************************
3- تعادل در جذب و طرد افراد:

با دوستت آرام بیا، بسا که روزى دشمنت شود، و با دشمنت آرام بیا، بسا که روزى دوستت شود.

********************************************
4- بهاى هر کس:

ارزش هر کسى آن چیزى است که نیکو انجام دهد.

********************************************

 5- فقیه کامل:

آیا شما را از فقیه کامل، خبر ندهم؟ آن که به مردم اجازه نـافرمانى خـدا را ندهـد، و آنهـا را از رحمت خدا نومید نسازد، و

از مکر خدایشان آسوده نکند، و از قرآن رو به چیز دیگر نکنـد، و خیـرى در عبـادت بدون تفقّه نیست، و خیـرى در علم بدون

تفکّر نیست، و خیرى در قرآن خواندن بدون تدبّر نیست.

********************************************
6- خطرات آرزوى طولانى و هواى نفس:

همانا بر شما از دو چیز مى ترسم: درازى آرزو و پیروى هواى نفس. امّا درازى آرزو سبب فراموشى آخرت شود،

و امّا پیروى از هواى نفس، آدمى را از حقّ باز دارد.

********************************************
7- مرز دوستى:

با دشمنِ دوستت دوست مشو که [با این کار] با دوستت دشمنى میکنى.

********************************************
8- اقسام صبر:

صبر بر سه گونه است: صبر بر مصیبت، و صبر بر اطاعت، و صبر بر [ترک] معصیت.

********************************************
9- تنگدستى مقدَّر:

هر که تنگدست شد و نپنداشت که این از لطف خدا به اوست، یک آرزو را ضایع کرده و هر که وسعت در مال یافت و

نپنداشت که این یک غافلگیرى از سوى خداست، در جاى ترسناکى آسوده مانده است.

********************************************
10- عزّت، نه ذلّت:

مردن نه خوار شدن! و بى باکى نه خود باختن! روزگار دو روز است، روزى به نفع تو، و روزى به ضرر تو! چون به سودت شد
شادى مکن، و چون به زیانت گردید غم مخور، که به هر دوى آن آزمایش شوى.

********************************************
11- طلب خیر:

هر که خیر جوید سرگردان نشود، و کسى که مشورت نماید پشیمان نگردد.

********************************************
12- وطن دوستى:

شهرها به حبّ و دوستى وطن آبادند.

********************************************
13- سه شعبه علوم لازم:

دانش سه قسم است: فقه براى دین، و پزشکى براى تن، و نحو براى زبان.

********************************************
14- سخن عالمانه:

عالمانه سخن گویید تا قدر شما روشن گردد.

********************************************
15- منع تلقین منفى:

فقر و تنگدستى و طول عمر را به خود تلقین نکن.

********************************************
16- حرمت مؤمن:

دشنام دادن به مؤمن فسق است، و جنگیدن با او کفر، و احترام مالش چون احترام خونش است.

********************************************
17- فقر جانکاه:

فقر و ندارى بزرگترین مرگ است! و عائله کم یکى از دو توانگرى است، که آن نیمى از خوشى است.

********************************************
18- دو پدیده خطرناک:

دو چیز مردم را هلاک کرده: ترس از ندارى و فخرطلبى.

********************************************
19- سه ظالم:

شخص ستمکار و کمک کننده بر ظلم و آن که راضى به ظلم است، هر سه با هم شریک اند.

********************************************
20- صبر جمیل:

صبر بر دو قسم است: صبر بر مصیبت که نیکو و زیباست، و بهتر از آن صبر بر چیزى است

که خداوند آنرا حرام گردانیده است.

********************************************
21- اداى امانت:

امانت را بپردازید گرچه به کشنده فرزندان پیغمبران باشد.

********************************************
22- پرهیز از شهرت طلبى:

آرام باش، خود را شهره مساز، خود را نهان دار که شناخته نشوى، یاد گیر تا بدانى، خموش باش تا سالم بمانى.

بر تو هیچ باکى نیست، آن گاه که خدا دینش را به تو فهمانید، که نه تو مردم را بشناسى و نه مردم تو را بشناسند

(یعنى، گمنام زندگى کنى).

********************************************
23- عذاب شش گروه:

خداوند شش کس را به شش خصلت عذاب کند:عرب را به تعصّب، و خان هاى ده را به تکبّر، و فرمانروایان را به جور،

و فقیهان را به حسد، و تجّار را به خیانت، و روستایى را به جهالت.

********************************************
24- ارکان ایمان:

ایمان چهارپایه دارد: توکّل بر خدا، واگذاردن کار به خدا، تسلیم به امر خدا و رضا به قضاى الهى.

********************************************
25- تربیت اخلاقى:

اخلاق خود را رامِ خوبى ها کنید و به بزرگوارى هایشان بکشانید و خود را به بردبارى عادت دهید.

********************************************
26- آسانگیرى بر مردم و دورى از کارهاى پست:

نسبت به مردم، زیاد خرده گیرى نکنید، و قدر خود را با کناره گیرى از کارهاى پست بالا برید.

********************************************
27- نگهبانان انسان:

آدمى را همین دژ بس که کسى از مردم نیست، مگر آن که با او از طرف خدا نگهبان هاست که او را نگه مىدارند

که به چاه نیفتد، و دیوار بر سرش نریزد، و درنده اى آسیبش نرساند، و چون مرگ او رسد او را در برابر اجلش رها سازند.

********************************************
28- روزگار تباهیها:

زمانى بر مردم خواهد آمد که در آن ارج نیابد، مگر فرد بىعرضه و بىحاصل، و خوش طبع و زیرک دانسته نشود، مگر فاجر،

و امین و مورد اعتماد قرار نگیرد، مگر خائن و به خیانت نسبت داده نشود، مگر فرد درستکار و امین! در چنین روزگارى،

بیتالمال را بهره شخصى خود گیرند، و صدقه را زیان به حساب آورند، وصله رحم را با منّت به جاى آرند، و عبادت را وسیله

بزرگى فروختن و تجاوز نمودن بر مردم قرار دهند و این وقتى است که زنان، حاکم و کنیزان، مشاور و کودکان، فرمانروا

باشند!

********************************************
29- زیرکى به هنگام فتنه:

هنگام فتنه چون شتر دو ساله باش که نه پشتى دارد تا سوارش شوند و نه پستانى تا شیرش دوشند.

********************************************
30- اقبال و ادبار دنیا:

چون دنیا به کسى روى آرد، نیکویى هاى دیگران را بدو به عاریت سپارد، و چون بدو پشت نماید، خوبى هایش را برباید.

********************************************
31- ناتوان ترین مردم:

ناتوانترین مردم کسى است که توانِ به دست آوردن دوستان را ندارد، و ناتوانتر از او کسى است که دوستى به دست

آرد و او را از دست بدهد.

********************************************
32- فریاد رسى و فرح بخشىِ گرفتار:

از کفّاره گناهان بزرگ، فریاد خواه را به فریاد رسیدن، و غمگین را آسایش بخشیدن است.

********************************************
33- نشانه کمال عقل:

چون خرد کمال گیرد، گفتار نقصان پذیرد.

********************************************
34- رابطه با خدا:

آن که میان خود و خدا را اصلاح کند، خدا میان او و مردم را اصلاح مىکند و آن که کار آخرتِ خود را درست کند،

خدا کار دنیاى او را سامان دهد. و آن که او را از خود بر خویشتن واعظى است، خدا را بر او حافظى است.

********************************************
35- افراط و تفریط:

دو تن به خاطر من هلاک شدند: دوستى که اندازه نگاه نداشت و دشمنى که بغض ـ مرا ـ در دل کاشت.

********************************************
36- روایت و درایت:

هر گاه حدیثى را شنیدید آن را با دقّت عقلى فهم و رعایت کنید، نه بشنوید و روایت کنید! که راویان علم بسیارند

و رعایت کنندگانِ آن اندک در شمار.

********************************************
37- پاداش تارک گناه:

مُزد جهادگرِ کشته در راه خدا بیشتر نیست از مرد پارسا که ـ معصیت کردن ـ تواند ـ لیکن ـ پارسا ماند و چنان است که

گویى پارسا فرشته اى است از فرشته ها.

********************************************
38- پایان ناگوار گناه:

به یاد آرید که لذّتها تمام شدنى است و پایان ناگوار آن بر جاى ماندنى.

********************************************
39- صفت دنیا:

در صفت دنیا فرموده است:میفریبد و زیان میرساند و میگذرد.

********************************************
40- دینداران آخر الزّمان:

مردم را روزگارى رسد که در آن از قرآن جز نشان نماند و از اسلام جز نام آن، در آن روزگار ساختمان مسجدهاى آنان نو

و تازه ساز است و از رستگارى ویران. ساکنان و سازندگان آن مسجدها بدترین مردم زمین اند، فتنه از آنان خیزد و خطا

به آنان درآویزد.

آن که از فتنه به کنار ماند بدان بازش گردانند، و آن که از آن پس افتد به سویش برانند.

خداى تعالى فرماید: «به خودم سوگند، بر آنان فتنه اى بگمارم که بردبار در آن سرگردان مانَد» و چنین کرده است،

و ما از خدا می خواهیم از لغزش غفلت درگذرد.


با تشكر مصطفی كریمی

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 1 شهریور 1389    | توسط: Mostafa Nano    |    نظرات()